یک کلاس درس را تصور کنید. معلم مسئلهای را روی تخته مینویسد و از دانشآموزان میخواهد آن را حل کنند. شاگردان باید فکر کنند، جلو بیایند و مسئله را حل کنند. اما اگر هیچکس جلو نیاید و همه فقط نگاه کنند، نزدیک زنگ آخر خود معلم مجبور میشود مسئله را حل کند. در این حالت، مشکل حل میشود اما شاگردان چیزی یاد نگرفتهاند.جامعه هم شبیه همین کلاس است. رهبر مسیر و مسئله را نشان میدهد، اما فهمیدن، تحلیل کردن و روشنگری کردن وظیفه نخبگان و مردم آگاه است. اگر همه منتظر بمانند تا رهبر درباره هر موضوعی مستقیماً وارد شود، جامعه دچار رکود فکری میشود.به همین دلیل سکوت رهبر همیشه به معنای تأیید نیست. گاهی اگر رهبر مستقیماً وارد یک مسئله شود، جامعه دچار تنش و دوقطبی میشود؛ بنابراین برای حفظ آرامش و مصلحت جامعه ممکن است موضعگیری علنی انجام نشود.در چنین شرایطی مسئولیت امت سنگینتر میشود. مردم باید خودشان وارد میدان تبیین و مطالبهگری شوند و اجازه ندهند مسائل مهم در جامعه بدون روشنگری باقی بماند.نکته مهم دیگر این است که در فقه شیعه، رفتار و سکوت رهبر مانند فعل معصوم حجت شرعی برای همه نیست؛ آنچه برای مقلدان ملاک عمل است، حکم و فتوای فقیه است. ممکن است رهبر در یک موقعیت اجتماعی یا مدیریتی سکوت کند یا رفتاری انجام دهد، اما وظیفه شرعی مردم همان چیزی است که در فتوا بیان شده است.رهبران الهی وقتی موضعگیری میکنند، در حقیقت از آبرو و اعتبار خود هزینه میکنند. به همین دلیل بزرگان گفتهاند: ما باید خودمان را خرج آرمانهای رهبر کنیم، نه اینکه همیشه رهبر را مجبور کنیم برای حل هر مسئلهای هزینه بدهد.پس جامعهای پیشرفت میکند که مردم آن آگاه، مسئول و مطالبهگر باشند؛
19:09 - 19 June 2026