پس املاک ما چه میشود؟😐به مناسبت سالروز تهاجم ارتش روس و انگلیس به خاک ایران در جریان جنگ جهانی«عباسقلی گلشاییان» که در زمان پهلوی چندین دوره وزارت داشته؛از وزارت دارایی تا وزارت دادگستری؛هشتاد سال پیش، وقتی روسیه و انگلیس به کشور حمله میکنن، ایشون به همراه نخستوزیر میره پیش رضاشاه...#پهلوی که ببینن باید چه گلی به سرشون بزنن. توی کتاب خاطراتش تعریف میکنه و میگه:-پس از حملهی ارتش روس و انگلیس به کشور، سفیرهایشان آمده و پیامی مکتوب آوردند- ساعت شش و نیم عصر به قصر سعدآباد رفتیم. شاه میخواست که سوار اتومبیل شود و پایش روی رکاب اتومبیل بود. آقای نخستوزیر جلو رفت و عرض کرد:
«پیامی از طرف سفارت روس و انگلیس آمده است. شاه گفت: «هر جوابی مصلحت است بدهید، من چون خسته هستم، میخواهم چند روزی به اصفهان بروم» این اظهار موجب بهت ما گردید. آقای نخستوزیر گفتند: «بهتر است -ابتدا- به پیامشان توجه بفرمایید؛ بعد اگر باز تصمیم به رفتن داشتید، مانعی ندارد» شاه قبول نکرد و گفت:
«خلاصهاش را بگویید». نخست وزیر گفت: اینجا جلوی درب باغ جای مناسبی نیست، خواهشاً به عمارت تشریففرما شوید. شاه امتناع داشت. از طرف همهی ما بالاجماع درخواست شد که شاه چند دقیقه به عمارت تشریف بیاورند. -نهایتا- حاضر شد به عمارت بیاید. آقای نخستوزیر از شاه خواهش کرد که از پایتخت نروند...
رفتن شاه در این وقت به اصفهان؛ مسلما مایهی اغتشاش میگردد و بهترین بهانه خواهد بود که ارتش روس و انگلیس، تهران را اشغال کنند. -آقای نخستوزیر همچنین- خلاصهی پیام سفارت روس و انگلیس را توضیح داد و ضمنا نقشه را نیز نشان داد که روسها؛ مازندران، گرگان، قزوین، گیلان و آذربایجان را...
اشغال کردهاند و انگلیسیها کرمانشاهان و خوزستان را.رضاشاه یکمرتبه، یک عبارتی گفت که حقیقتا مایهی تاسف و تعجب گردید. گفت: «پس املاک ما چه میشود؟ این نقاط که تمام املاک ماست»بعد گفت: با این ترتیب بودن ما در تهران ضرورتی ندارد، ما خواهیم رفت.😐✍️متن با تلخیص و روانسازیعمـــادداوری دولت آبادی
13:45 - 28 August 2023