آقای #لاریجانی در میان دود و آتش و درست در روزی که بيروت زیر موشک باران صهیونیست ها بود وارد بيروت شد.حال چه تفاوتی میان سفر آقایان #عراقچی #قالیباف و #لاریجانی به عنوان مسئول هست که سفر یکی نشانه شجاعت، دلاوری و از خودگذشتگی ترجمه میشود و به منتقدانش تاخته لعن و تکفير میکنند و مدعی میشوند اگر او رئیس جمهور میشد چنین و چنان میشد و رقیب انتخاباتیش را ترسو و بزدل خطاب میکنند و در قبال سفر دیگری در همان شرايط و شاید حاد تر که در زمان جلسه با مقامات سوری ساختمانی چند ده متر آنطرف تر را اسرائیل هدف قرار میدهد را سانسور خبری میکنند آیا اکنون حاميان لاريجانی نبايدبه شورای نگهبان و
منتقدان او بتازند که اگر تأیید صلاحیت میشد و اکنون رئیس جمهور بود چقدر به نفع جبهه مقاومت و کشور بود و چنين و چنان میشد؟واقعا سفر به لبنان در قامت مسئول نشانه شجاعت و کاردانی و نرفتن به لبنان نشانه ترسو و ناکارآمدی است؟حمايت و به آب و آتش زدن ها از سر دلسوزی برای نظام است یا شخص؟چرا از سفر
یک نفر در حد انبيا تعريف و تمجید میشود و مصداق آیات قرآن اما سفر دیگری حتی ارزش یک خبر و توییت ساده را هم ندارد؟براستی در کدام سمت تاريخ ايستاده ایم؟معیارمان برای حمايت یا انتقاد چيست؟آیا صرف لقب داشتن و تمجید شدن از زبان بزرگی دال بر صلاحيت مادامالعمر است؟با اين برداشت تکليف مسلمینی که
از زبان پیامبر لقب طلحه الخیر را برای طلحه و سيف الاسلام را برای زبير شنيده بودند در جنگ جمل چه بود؟(در مثل مناقشه نيست صرف مثالاست و نه تشبيه)در پايان حمايت ها و انقادهایمان واقعا برای خدا به نفع کشور ونظام است یا منافع شخصی،حزبی و یا اشخاص؟اندکی تأمل......و #تفکر 06:48 - 16 November 2024