او تنها کسیست که به نور نگاه میکند.نه چون قهرمان است،بلکه چون هنوز یادش نرفته چرا دوربین را دست گرفته.دیگران میخندند،فلاش میزنند،لحظه را میبلعند و رد میشوند.
رمان من درباره یه خبرنگار اروپایی هست که سعی میکنه حقیقت رو بنویسه و بیطرف باشه ، و تصمیم میگیره به ایران بره، چون انقلابی در راه هست...
او اما وسط هیاهو ایستاده،با لنزی ترکخوردهو حقیقتی که هنوز کامل نشکسته.این داستانِ خبرنگاریستکه میان تاریکیِ جمع،تنها ماندهو هنوز باور دارد نور، اتفاقی نیست.
19:19 - 1 February 2026