تو آدمی حساس هستیمی رنجی از هر چیز کوچکاحساس می پیچد همیشهدور دلت مانند پیچکیک اخم ساده می تواندگیجت کند تا چند ساعتروزی که بی مهری ببینیآن شب نداری خواب راحتچشمت پر از اشک است وقتیمی پژمرد یک شاخه ی گلاما نه این که لوس باشییا زودرنج و بی تحملهر اتفاق ساده ای زود
حک می شود روی دل توآهسته تر باید قدم زددر ماسه های ساحل تویا از نژاد شاپرک ها،یا بوته های یاس هستیاما به خود باید ببالیاز این که با احساس هستیاز دید مردم گاه شایدیک آدم دیوانه باشیاین بهتر است از این که با آبگل، آسمان، بیگانه باشی.
این شعر رو من کلاس چهارم تو مجله رشد خوندم، و گفتم این دقیقا منمو هنوزم میگم این دقیقا منم
20:02 - 21 February 2026