#ویرشتوحسن عراقی!عملیات بیت المقدس بود، آزاد سازی خرمشهر. حسن تک تیرانداز بود من هم تیربارچی. اولین روز سقوط شهر بود که وارد خرمشهر شدیم. تک و توک درگیری توی شهر بود. هلیکوپترهای عراقی هم که دیگرمحل نیروهای خودشان را نمی دانستن، مرتب در حال گشت بودند.حسن گفت: مجید من برم تو این سنگر ببینم چه خبره
16:17 - 25 May 2023



Profile picture of ‌مهدی مهدوی‌
@mahdimahdavi25 May 2023
.ربع ساعتی گذشت که دیدم، یک عراقی از در سنگر آمد بیرون، تا آمدم ببندمش به رگبار، گفت:نزن بابا، حسنم!خودش بود، یک دست لباس نو عراقی پوشیده بود. قیافه سبزه اش هم کمک کرده بود تا بشود یک عراقی تمام عیار!به سنگر لجستیک عراقی ها تک زده بود. چند دقیقه بعد سر و کله یه هلیکوپتر عراقی پیدا شد,
Profile picture of ‌مهدی مهدوی‌
@mahdimahdavi25 May 2023
من پناه گرفتم,اما حسن ایستاد و چشم دوخت به هلیکوپتر.چند لحظه بعد یک بسته بزرگ از هلیکوپتر جلو حسن افتاد.تاهلیکوپتر چرخید هر دو بستیمش به رگبار.هلیکوپتر که فرار کرد،رفتیم سراغ بسته.بازش کردیم، پر آب میوه خنک بود. در آن گرمای خرداد چقدر چسبید. حسن دیگر آن لباس را بیرون نیاورد و معروف شدبه حسن عراقی!
Profile picture of ‌مهدی مهدوی‌
@mahdimahdavi25 May 2023
منبع: پرونده فرهنگی، مرکز اسناد ایثارگران فارساز سایت نوید شاهد
1 Reply