میگن یه روز مرحوم آخوند كاشی داشته وضو میگرفته كه یه نفر با عجله میاد، وضو میگیره و میره توی یکی از حجرهها. تا مرحوم آخوند وضوش تموم بشه اون بنده خدا نماز ظهر و عصرش رو هم خونده. وقتی میخواد بره آقای کاشی ازش میپرسه چی كار میكردی؟ میگه: هيچ.میگه: تو هيچ كار نمیكردی؟ جواب میده: نه! چون
میدونسته اگه بگه نماز میخوندم، كار بيخ پيدا میکنه. آقا بهش میگه: من خودم ديدم داشتی نماز میخوندی. میگه: نه آقا اشتباه ديدی. فقط اومده بودم بگم من ياغی نيستم.🌺خلاصه اینکهما مثل عرفا عاشق نماز نیستیمما فقط میخوایم بگیم ما عاصی و یاغی نیستیمدوستت داریم خداهمین
03:10 - 20 May 2026