#تقی_دژاکام#حمید_کثیریآن شب برای پرسیدن نشانی یک حدیث به سراغ #حاج_آقا_مجتبی_تهرانی رضوانالله تعالی علیه رفته بودم. حاجآقا معمولاً بعد از #نماز، دقایقی به مرور بحث آن جلسه میپرداخت و سپس حدود هفت، هشت دقیقه به پرسشهای کسانی که کنار دستشان بهردیف نشسته بودند پاسخ میداد. جوابم را گرفتم و پس از تشکر بلند شدم تا بروم در میان جمعیت بنشینم. ایشان دستش را روی زانوی من گذاشت که یعنی بمان! گفت: شما در #روزنامه کار میکنی دیگه؟ گفتم: بله. گفت: من این تذکر را به [یکی از سران روزنامهها]هم دادهام؛ نکند کاری کنید که #آبرو کسی را ببرید. از توصیه ناخواسته حاجآقا لذت بردم و پس از تشکر بلند شدم که باز دست روی زانوی من گذاشت و گفت: فهمیدی چی گفتم؟ نکند در روزنامه آبروی کسی را ببرید که خدا از هر چیز بگذرد از بردن آبرو نخواهد گذشت. دوباره تشکر کردم و.... این تذکر ایشان سه بار و هربار جدیتر از قبل تکرار شد.
22:03 - 13 May 2024