دربارهى امام خيلى حرف زدهايم، شايد بعضيها خيال كردهاند ما با اغراق و مبالغه حرف ميزنيم؛ ولى نه، آنچه دربارهى امام بزرگوارمان گفتهايم، نه اغراق است، نه مبالغه است؛ بخشى از واقعيت است؛ بيش از آنچه توصيف كردهايم و توانستهايم ارائه بدهيم، امام بزرگوار و عزيز ما داراى مضمون و معنا و مغز بود.
آنچه در اختيار ملّت ايران و در معرض ديد و فكر ملّتها در سراسر عالم است، ساخته و پرداختهى آن دست توانا است. ما براى اينكه راه را درست برويم، بايد نقشهى معمار را بدانيم. اگر در يك بناى متعارف معمولى، نقشه در اختيار نباشد، نقشهى اصلى معلوم نباشد، سازندگان و بنايان هرچه هم چيرهدست باشند،
ممكن است اشتباه كنند؛ بايد نقشهى اصلى را دانست تا بتوان براساس آن نقشهى اصلى، اگر هنرى در سازندگى و در احياء هست، آن را بهكار برد. نقشهى او نقشهاى نبود كه فقط از ذهن انسان صادر بشود، قطعاً مؤيد «مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ » بود؛ خود امام بزرگوار اين را ميدانست و به آن معترف بود؛ خود او ميگفت
آنچه پيش آمده است با دست قدرت الهى است و درست فهميده بود و چشم بصير و بيناى او درست ديده بود. ما مواظب باشيم؛ آن نقشه را بشناسيم تا بتوانيم راه را ادامه بدهيم. اگر نقشه را ندانستيم، زاويه پيدا ميكنيم؛ وقتى زاويه پيدا شد، روزبهروز هرچه پيش برويم، از راه اصلى و صراط مستقيم دور ميشويم؛
وقتى از صراط مستقيم دور شديم، از هدفها دور ميشويم، به هدفها نميرسيم؛ براى اينكه به هدف برسيم، بايد راه را گم نكنيم؛ براى اينكه راه را گم نكنيم، بايد نقشهى اصلى و اساسى، جلوى چشم ما باشد، آن را بشناسيم و بدانيم.#امام_خمینی#ولایت_فکری ۱۳۹۳/۳/۱۴ 18:27 - 10 January 2024