سال ۹۷ بود...یکی دو شب قبل از کنکور تجربی.از سردرگمی و اضطراب مونده بودم چی رو بخونم کجاها رو مرور کنم...چیکار کردم؟نشستم تیتر مباحثِ مختلف رو تو برگههای کوچیک نوشتم...بعدش هم مچالهشون کردم...بعدش هم انداختمشون تویِ سطلِ...
فکر کردید میخوام بگم سطل زباله؟واقعا چرا باید چنین کار مهملی رو انجام بدم😐انداختمشون توی سطل قرعهکشی...و با توکل به خدا قرعه کشی میکردم و هر مبحثی درمیومد همونو مرور میکردم...تا صبح هم چراغ پذیرایی روشن بود و منم مشغول خوندن.چ دورانی بودخلاصه یادش بخیر...هر چی بود #گذشت...#الانم_میگذره
پ.ن:میدونم منو الگوی خودتون میدونید ولی خواهشا نه قرعه کشی کنید و نه تا صبح بیدار بمونید.چون کار غلطیه☺️