دوست داشتم برم یه جای برفی چادر بزنم آتیش درست کنمچای هیزمی بزارم با املت یا سیب زمینی آتیشیاصلا اینام نشد حداقل یه شیر کاکائو داغجوری که دستای یخ زده و قرمز شده ام از سرما با لمس لیوان گرم بشنو بخار سردی هوا با بخاری گرمای لیوان قاطی بشنو بشینم کنار آتیش و زیر بارانو لذت ببرم از تنهایی
/اندکی عشق بخوانیم که عاشق بشویم /پنج شنبه های بی تو
17:11 - 27 February 2025