حرکت به سوی دانشگاه انسانیت را از وادی السلام شروع کردیم به امید رشد و تغییر! بوی عطر و گلاب و دود آتش صدای روضه‌های عربی و صدای فریاد کِراج کِراج راننده‌ها که مسافرها را به گاراژ می‌بردند، توجهم را چند لحظه‌ای به خود جلب کرد. بعد از گذر از آنجا به جاده اصلی رسیدیم.برشی از کتابم🍃زمرمه قلب من🍃
سربازی طناب به دست روی مانع‌های پلاستیکی نارنجی رنگ ایستاده بود تا مردم به وسط جاده نیایند! بالا رفتن طناب،حکم حرکت‌ و پایین رفتن آن حکم ایست داشت. گویی سرباز، چراغ راهنما شده بود و طناب نشان چراغ قرمز! به هنگام انتظار سرباز شعار لبیک یا حسین سر می‌داد و مردم شعار را تکرار می‌کردند!...
11:01 - 13 August 2023



1 Reply