تلخ مثل جمعه شبی که فرداش چهارتا امتحان داری.
Replying to @Sharghi_ghamginمن از نمره و توبیخ و میانترم و مستمر دبیرستان چیز زیادی یادم نمیاد. ولی یادمه روزی که سه تا امتحان با هم داشتیم و یکی از یکی سختتر بود، با همکلاسی توی راهپله نشستیم و هیستریک میخندیدیم. بعد من نقاله پلاستیکی رو به شوخی روی شاهرگ دست چپم کشیدم. معاون پرورشی دید و به معلم فیزیکمون گفت بچهها
Replying to @namiira1حقیقتاً از وقتی از دوستام جدا شدم، دیگه حتی خاطرات جالبی هم نبوده که بخواد خاطراتش بمونه. به هر حال میدونم روزی دلتنگ همینا میشم...