(بخش دوم)#زندگینامه روحاني شهيد؛ محسن شادكام، با شروع جنگ تحميلي عراق عليه ايران، و با توصيهي رهبر عظيمالشان انقلاب؛ حضرت آية الله خميني، مبني بر اين كه جبههها را خالي نگذاريد، در صدد برآمد كه از ميهن و اسلام دفاع كند. ولي به علت كمي سن (14 سالگي) نتوانست ثبتنام كند، از اين رو از شناسنامهي برادرش (جواد) استفاده كرد و ثبتنام به عمل آورد، و به نداي رهبرش لبيک گفته و به سوي جبهه رهسپار شد. در عمليات بدر، برادرش؛ جواد، به شهادت رسيد، و اين امر، انگيزهي او را نسبت به جهاد در راه خدا مضاعف گردانيد. در جبهه با شهيد عاشوري و شهيد قاسمي آشنا شد. شهيد عاشوري و شهيد قاسمي، هر دو از طلاب
حوزهي علميه بودند. آشنايي با اين دو عزيز باعث تعالي روح و مشخص شدن مسير آيندهي محسن شد. محسن، اهل مطالعه و تحقيق بود. همواره در لابلاي كتب در پي گمشدهاش ميگشت. او، سخت تشنهي درك حقايق هستي و عاشق معارف اسلامي بود. وي، پس از تحقيق و بررسي، دريافت تنها مسيري كه ميتواند او را در زمرهي دين و
معنويات قرار دهد، حوزهي علميه و تحصيل معارف اسلامي است. از اين رو بعد از عمليات بدر وارد مدرسهي علميهي سليمانيه شد و با اشتياق فراوان به فراگيري علوم حوزوي پرداخت.(منبع: کتاب اسوه های فضیلت)
23:50 - 3 April 2025