🔹🔸🔹🔸مردمان گوش کنید انده تنهائی منرحمت آرید دمی بر دل شیدائی منپیش ازین داشتم آسوده دلی گوشه نشینکه شب و روز بدی مونس تنهائی منچه دلی خرم و آراسته کاندر همه عمربود ازو خرم و آراسته برنائی منناگهان عشق چنان تاختنی کرد بر اوکه به تاراج بشد جمله شکیبائی من
سایه افکند بر او مهر مهی کزوی شدزیر پی سایه صفت دولت بالائی منیوسفی تختگه مصر دلم را بگرفتکه ندارد خبر از درد زلیخائی منچاره کار چنین عشق ندانم چکنمسر این کار برون است زدانائی منبه نصیحت ز سرم دور نگردد سوداکه نصیحت نپذیرد دل سودائی من
من بسی عاشق رسوا به جهان در دیدمکس نبوده ست در این شیوه به رسوائی منچشم من جز به رخ یار نبیند عالماز رخ اوست مگر مایه بینائی مناز بس آمد شدنم مردم کویش شده اندسرگران بر من مسکین ز سبک پائی منرای من خود همه آنست که گیرم کم دلتا چه آرد به سرم عادت خودرائی من
درد تنهائی اثر بر رخ من پیدا کردآه ازین محنت تنهائی و پیدائی منناتوان کرد دلم را غم او چتوان کردکه نه درخورد غم اوست توانائی منهمچو ابریشم یکتاست مرا ناله حزینپشت من کرد دوتا ناله یکتائی منقصه زاری این عشق به هر جا برسیدوه که چون شهره شد این قصه هر جائی من
تلخی هجر چو جانم به لب آورد چه سودشور شیرین سخنی لاف شکرخائی من#مجد_همگر
06:20 - 19 April 2024

10 Reactions
366 Views


1 Reply