🟥🟧🟨ساحل چشم من از شوق به دریا زده استچشم بسته به سرش، موج تماشا زده استجمعه را سرمه کشیدیم، مگر برگردیبا همان سیصد و فرسنگ نفر برگردیزندگی نیست، ممات است تو را کم دارددیدنت ارزش آواره شدن هم دارد
از دل تنگ من، آیا خبری هم داری؟آشنا، پشت سرت مختصری هم داری؟ منتی بر سر ما هم بگذاری، بد نیستآه، کم چشم به راهم بگذاری، بد نیستنکند منتظر مردن مایی، آقا؟منتظرهات بمیرند، میایی آقا؟به نظر می‌رسد این فاصله‌ها کم شدنی‌ستغیر ممکن‌تر از این خواسته‌ها هم شدنی‌ست
دارد از جاده صدای جرسی می‌آیدمژده‌ای دل که مسیحا نفسی می‌آیدمنجی ما به خداوند قسم آمدنی ستیوسف گم شده، ‌ای اهل حرم! آمدنی‌ست#صابر_خراسانی
08:39 - 27 February 2026