بسم الله الرحمن الرحیممیخواستم آخرین پیام این صفحه از اینجا باشهجایی که نقطه شروع و پایان منه...:)همه میدونن هروقت مشکلی ،گره ای،کاری،دل گرفته ای خلاصه بخوام خلوت کنم یه ماشین میگیرم میام تو آغوش مادرم❤️🩹مگه وقتی بچه بازیگوشی میکنه اشتباه میکنه نمیپره تو بغل مادر مگه نه؟اومدم بگم
خانوووم🫀حواست بهم هست دیگه!؟اره بابا این چه سوالیه مگه خودت نیاوردی کنار گوشت درس بخونم اونم به صورت معجزه وارالانم اومدم بگم خانوم من داشتم اشتباه میرفتم به خود رقیه سه ساله سپردمدرست شد دیگهاشتباهمو جمع کردم دیدیدیدییییی سخت بودتو راه گفتن کجا میری گفتم میرم دعوا (استغفرالله)ولی
بچه مگه میتونه با مادرش دعوا کنه تا اومدم گله کنم بغلم کردی نشونشم قطره های اشکم بودمن عاقلِ عاشق بودم دیدی خانوم ولی تهش خوب بود خواستی بیشتر بشناسم دور اطرافمواز الانم بقیش با شما ببخشم خانوم خودم برا خودم نمیتونم کاری کنم احمق بودم فکر میکردم بدون شما میشه خلاصه شماراضی باشی منم راضیم
منم جز اه وناله چیزی ندارم مثل همیشهخانوم دردام زیاده نمیشه اینجا گفت ولی تهش میدونم یه مادر دارم که تو قم هوامو داره من ساده بودم ولی در مقابل گرگ هم بَره نبودم پس چی بودم؟! چوپان ممنون که ادمایی دور برمم که راه درست نشونم میدن کج رفتم ولی حواسم رو خوب به جاش اوردی ممنون راستی
تازه فهمیدم من انداره یک مورد نامناسبم برای امامم وقت نمیزارم شرمنده که غیر ازدرخونه توجای دیگه رفتمآقایم مولایم میدونی جز سرباری این سرباز چیزی نداشته ولی من هستتتم تا اخر عمر ولو اسماً هم به تو منتسبم 🫠شرمنده ام که وقتمو جای دیگه به اشتباه بردم و حالا میفهمم ذره ای که برای یک انسان های تاکسیک
برای تو نذاشتم ببخش بینندگان این پیام اگه تو این مدت بدی دیدید به این خانوم حلالم کنید حرف زیاده اگر فکر کردید مطالب من به درد شما مبخورهراه ارتباطی میزارم که حرف های این ذهن مُشَوش از تجربه خاطره و نظرات ث طلبگی حقیر رو ببینید ولی دیگه نه تو این اپلیکیشن پایانچهارشنبه۱۴۰۵/۵/۱۴۲۱صفر۱۴۴۸
21:17 - 5 August 2026