نقل هست در صحرای عرفات یکی ازحجاج خیمه خودش را گم کردخیلی گشت خسته و کوفته گوشه ای نشسته بود ناگهان خودش را درمحضر امام زمان عج یافت و بعداز کلی رازونیاز به آقا عرض کرد قربانت گردم امسال تعداد حجاج چقدر زیاد است آقا دوانگشت خود را جلوچشمان حاجی گرفت ناگهان خودرا درمیان تعدادزیادی حیوان یافت