و اكنون در منايی، ابراهيمی و اسماعيلت را به قربانگاه آوردهای، اسماعيل تو كيست؟ چيست؟ مقامت؟ آبرويت؟ موقعيتت؟ شغلت؟ پولت؟ خانهات؟ املاكت؟اين را تو خود میدانی، تو خود آن را، او را [هر چه هست و هر كه هست] بايد به منا آوری و برای قربانی، انتخاب كنی، من فقط میتوانم نشانیهایش را به تو بدهم:
آنچه تو را، در راه ايمان ضعيف میكند، آنچه تو را در رفتن، به ماندن میخواند، آنچه تو را، در راه مسؤوليت به ترديد میافكند، آنچه تو را به خود بسته است و نگه داشته است، آنچه دلبستگیاش نمیگذارد تا پيام رابشنوی، تا حقيقت را اعتراف كنی، آنچه تو را به فرار میخواند
آنچه تو را به توجيه و تاويلهای مصلحت جويانه میکشاند، و عشق به او، كور و كرت میكند، ابراهيمی و ضعف اسماعيلیات، تو را بازيچه ابليس میسازد. در قله بلندشرفی و سراپا فخر و فضيلت، در زندگیات تنها يک چيز هست كه برای به دست آوردنش، ازبلندی فرود میآيی، برای از دست ندادنش
همه دستاوردهای ابراهيم وارت را از دست میدهی، او اسماعيل توست، اسماعيل تو ممكن است يک شخص باشد يا يک شی يا يک حالت، يک وضع و حتی يک نقطه ضعف!✍🏻دکتر علی شریعتی
20:25 - 15 خرداد 1404