رمضانعلی چوبداری؛ قامت بلند پهلوانی زیر آوار نامردیاین، فقط یک روایت نیست... بلکه یک مسئولیت است؛ دِینی است بر دوش ما رسانه‌ها که اگر نگوییم، خیانت کرده‌ایم. زیرا رمضانعلی چوبداری‌ها رفتند تا ما بمانیم و بگوییم... اگر نگوییم، از پهلوانی فقط عکس قاب‌شده‌اش می‌ماند.
4 MB
پایگاه‌های خبری رادیوکوهنورد و مدارخبر، فراتر از خبر، امانت‌دار صدای مردانی‌اند که بی‌ادعا ایستادند. کوهنوردان با عشق از قله‌ها بالا می‌روند و پهلوانانی همچون چوبداری‌ها با همان عشق، جان بر قله ایثار می‌گذارند. ما رسانه‌ها اگر از این پهلوانان نگوییم، دیگر چه بگوییم؟
شهید رمضانعلی چوبداری مسئول روابط عمومی سپاه استان البرز که او نیز یک رسانه‌ای بود، رفت که ما بمانیم و بگوییم… اگر نگوییم، ما رفته‌ایم، نه او.
شهید چوبداری
رخصت پهلوون؛ روایت مردی که ماند تا ما بمانیمکی میگه پهلوونی به گردن کلفت وبازوی قوی هستکی میگه برای پهلوونی باید هیکل گُنده وتَنومند داشته باشیحداقل بچه محلای ما اینجوری نیستنتو محله ما جوانمردی یه جور دیگه ستوگرنه با دوتا آمپول و وزنه ودمبل هم میشه هیکل گنده درست کردو دوتا خالکوبی خفن هم کنارش
اصلا جوونمردی در خونِ ما ایرونی‌اس.میگید کی؟اوه... تاریخ ایران پُره از پهلوونا و شیر زنایی که هر کدوم یه داستان شنیدنی دارن.مثلاً رمضانعلی چوبداری،نگید که داستانشو نشنیدید؟!واقعا نشنیدید؟!پس گوش کن:دکترا گفته بودن فاطمه خانوم دختر کوچولوی رمضانعلی قرار بود ۲ روز دیگه بدنیا بیاد.
رمضانعلی هم مثل هر بابایی منتظر دیدن چشمای درشت و خوشگل فاطمه کوچولو بود. میدونید که... باباها خیلی دختراشونو خیلی دوست دارن،اتاق فاطمه خانوم هم پر از عروسکها و لباس‌های صورتی و گلمنگولی،اما کمی قبل از اذان ظهر دوم تیرماه 1404 بود که هواپیمای رژیم خبیث و نامرد اسرائیل به ساختمانی که رمضانعلی
در اون کار میکرد حمله کرد و شروع به بمباران کرد.تو اون ساختمون که بمباران شد آدمهای زیادی بودن که هنوز زنده بودن و رمضانعلی با اینکه میتونست سریع خارج بشه و دو روز دیگه بچه تپل مپل خودشو در آغوش بگیره ، ایستاد، فرار نکرد.
22:08 - 14 July 2025

1 Reactions
1291 Views