1:صادقانه مدتی است که می‌خواهم بنویسم ولیکن سخت می‌شود در این اوضاع چیزی نوشت. اما در این مسئله سیم‌ کارت‌های سفید شطحیاتی به ذهنم رسید که شاید بد نباشد اینجا بنویسم.
جواد ظریف در جایی چیزی به این مضمون گفته بود، ما خودمان انتخاب کردیم که اینطور زندگی کنیم. احتمالا بعید است جای دیگری با‌ او بتوانم در مورد چیزی موافقت کنم. اما این جمله او پیرنگی از حقیقت داشت.
صورت درست‌تر این جمله آن بود که «برآیند» ما انتخاب کرده است که این‌طور زندگی کند: طبعاً توانایی و قدرت افراد در این انتخاب جمعی یکسان نیست و به وضوح قسمتی از ما دوست داشت و تلاش کرد زندگی گونه دیگری باشد. اما آن‌چه رخ داده این است که برآیند اراده ما این‌ چنین شد.
این برآیند، یا به نام دیگر «انتخاب جمعی ما» ساختن شبحی از دنیای پیشامدرن در همه شئون و بازگشت از مسیر مدرنیته بود. در وجه اقتصاد ما تصمیم گرفتیم که با استفاده از منابع طبیعی و سازوکار رانتی، تیول‌داری را بازتولید کنیم.
تا وقتی نزولات نفت و آب و انرژی می‌بارید و نظام توزیع رانت کار می‌کرد، شبه-اشراف از نظام دفاع می‌کردند و رعیت هم بهره‌ای می‌برد و‌ راضی بود.مشکل آن‌جا بود که تنها صورت‌بندی ممکن برای حفظ نظم فعلی ذاتاً دچار زوال بود. اقتداری که می‌توانست نظام بازتوزیع رانتی را کارا کند بر کاریزما استوار بود.
نیروی پایین دستی باید می‌بود که از منافع شبه-اشراف دفاع کند و به اصطلاح برای آن «چوب بزند». نیروی پایین‌دست کاریزما را حول‌ وظایف سیاسی در داخل، مانند حجاب، و در خارج، مانند سیاست منطقه‌ای تعریف کرده بود؛ وظایفی که پیگیری آن‌ها در بسیاری از مواقع به خصوص در مورد فروش نفت خلاف منافع طبقه شبه-اشراف
بود. اقتدار کاریزماتیک خود در اثر زمان و تغییر نسل‌ها به زوال می‌رود. زوال نه تنها نظام بازتوزیع رانت را تخریب می‌کرد بلکه متولی اقتدار کاریزماتیک را به سمت بنیادگرایی بیشتر برای حفظ هسته هواداران سوق می‌داد؛ سیاست‌هایی که خود باعث تخریب بیشتر سازوکار توزیع رانت می‌شد.
در نتیجه طبیعی بود که منابع بیشتری صرف شوند در حالی که عده بهره‌مندان به مرور کمتر و کمتر می‌شد و نارضایتی افزایش پیدا می‌کرد. [ادامه‌دارد]
21:51 - 9 December 2025