بسوز آن همه مسجد، بمیرد آن اسلامکه آفتاب در آورد از کلیسا سر#آفتاب_بر_نیزهبست راهب دیده اما با دو گوشناله ای بشنید با سوز و خروشکای قتیل نیزه و خنجر حسینای فروغ دیده ی مادر حسینای سر آغشته با خون و ترابکی تو را شسته است با خون و گلاب؟بر فراز نی کنم گرد تو سیریا به مطبخ یا به مقتل یه به دیر