عشق دیوانه وار ونسان به دختر عمویشونسان ون گوگ در سال ۱۸۶۷ از کارگاه هنر گوپلی اخراج شد و پس از آن در مدرسه ای در «رمسگیت» انگلستان به تدریس پرداخت و بعد از آن در کلیسای «ایزلورث» به عنوان دستیار واعظ مشغول به کار شد. در آنجا بود که به دشواری زندگی فقیرانۀ کارگری پی برد، . ..
سپس کار در یک کتابفروشی در «دُردرِشت» و چهارده ماه تحصیل در رشتۀ الهیات را در آمستردام از سر گذراند و پس از آن مُبَلغ مسیحیت در میان کارگران معدن در «بوریناژ» بلژیک شد.
طراحی تنها مایۀ آرامش و تسلی خاطرش در مقابل ناکامی های پی در پی در زندگی اش بود که نقطۀ شروع آن سال ۱۸۸۰ در بلژیک بود. او طراحی را در «آتن» که پدرش به تازگی به آنجا منتقل شده بود، ادامه داد. در تابستان سال ۱۸۸۱، یکی از دختر عموهای ونسان برای گذراندن تعطیلات به آتن، محل جدید زندگی کشیش رفت.
ونسان دیوانه وار عاشق دختر عمویش شد و به او پیشنهاد ازدواج داد. دختر جوان که از شور و اشتیاق عنان گسیختۀ ونسان ترسیده بود، با ناراحتی نزد خانواده اش بازگشت. ونسان پس از این ناکامی بار دیگر دچار سرخوردگی عمیقی شد و برای خنثی کردن تأثیرات این شکست، در
وضعیتی ناامید و افسرده به کلیسا بازگشت و پس از نزاعی خشن با کشیش کلیسای خود عازم لاهه شد تا در آنجا از مشورت های «موو» یکی از اساتید نقاشی مدرسۀ هلندی، بهره مند شود...#هنر #ونسان_ونگوگ #پرتره_ونگوگ #هنرگرد #نقاش_هلندی_ونسان_ون‌گوگ #نقاشی #هنرهای_تجسمی #هنرهای_زیبا
13:40 - 12 May 2026
Culture and Art
Visual Arts
Poetry and memoirs

1 Reactions
155 Views