دوش بی روی تو آتش به سرم بر می‌شدو آبی از دیده می‌آمد که زمین تر می‌شدتا به افسوس به پایان نرود عمر عزیزهمه شب ذکر تو می‌رفت و مکرر می‌شدچون شب آمد همه را دیده بیارامد و منگفتی اندر بن مویم سر نشتر می‌شد#شهید_سلیمانی#شهید_سلامی#شهید_باقری#شهید_حاجی_زاده
04:29 - 27 June 2025