امروز، دوباره، فصلِ رویشِ تو بود آن روز که آمدی، گلِ باغِ بهار شد از آن پس، سال‌ها گذشت و تو ردّ روشنِ وقار را بر روزگار گذاشتی پا به پای رنج‌ها پختی، لبخندت از جنس فهمِ زندگی شد و نگاهت از آفتاب، گرم‌تر. چه بسیار دل‌هایی که با حضور آرامت قوت گرفتند،
امروز، روزِ آمدنِ توست، اما نبودنت، صداى خالیِ یک صندلی‌ست که هنوز گرمای تو را باور دارد. می‌دانم، تو رفته‌ای اما خاطره‌ات، مثل چراغی مانده در ایوانِ شب‌های ماستکه هنوز،راهِ برگشتنِ دلتنگی‌ها راروشن می‌کند.»
14:08 - 18 April 2026

3 Reactions
88 Views