#حکایت♦️محله ما يک رفتگر دارد. صبح که با ماشين از درب خانه خارج ميشوم، سلامي گرم ميکند و من هم از ماشين پياده ميشوم و دستي محترمانه به او ميدهم؛ حال و احوال را ميپرسد و مشغول کارش ميشود. همسايهي طبقهي زيرين ما نيز دکتر جرّاح است. گاهي اوقات که درون آسانسور ميبينمش، سلامی میکنم و او فقط سرش را تکان ميدهد و درب آسانسور باز نشده براي بيرون رفتن خيز ميکند... به شخصه اگر روزي براي زنده ماندن نيازمند اين دکتر شوم، جارو زدن سنگ قبرم به دست آن رفتگر، به شدّت لذّتبخشتر از طبابت آن دکتر براي ادامهي حياتم است.!!?تحصيلات مطلقاً هيچ ربطي به شعور افراد ندارد..!!@rezaei377 10:21 - 20 April 2026