خستهام مثل همان کودکِ مشکی سیما؛کـه بـه جُرمِ رُخِ خود، کُشته وُ تحقیر شده.مثـل آن مرد غیوری که به دست دشمن، میهناش مُنهدِم وُ کوچک وُ تسخیر شده.ادامه شعر در ویرشت بعدی 👇👇
خستـه مانندِ اسیری که جِلو چشمانش،کودک وُ همسرِ آن طعمهی شمشیر شده.مثـــلِ آن شاپـــرکِ تـــازه عـروسِ غزه؛ بعـدِ پـر-پـر شـدنِ همـسرِ خود پیر شده.
خستـهام چــون پسری کـه زِ غمِ تنهایی،خونِ دل خـورده وُ از زنـدگیاش سیر شده!همچو آن تـازه عروسی که جِلو چشمانش،همسرش دستِ حرامی، غل وُ زنجیر شده
11:05 - 26 October 2023