#يا_امام_رضاعشق رسوايي محض است كه حاشا نشودعاشقي با اگر و شايد و اما نشودشرط اول قدم آن است كه مجنون باشيمهر كسي دربه در خانه ي ليلا نشوددير اگر راه بيفتيم ، به يوسف نرسيمسر ِ بازار كه او منتظر ما نشودلذت عشق به اين حسِّ بلاتكليفي ستلطف تو شاملم آيا بشود؟ يا نشود؟
من فقط روبه روي گنبد تو خم شده امكمرم غير در ِ خانه ي تو تا نشودهرقدر باشد اگر دور ِ ضريح تو شلوغمن نديدم كه بيايد كسي و جا نشودبين زوّار كه باشم كرمت بيشتر استقطره هيچ است اگر وصل به دريا نشودمُرده را زنده كُنَد خوابِ نسيم حرمتكار اجاز شما با دَم ِ عيسا نشود
امن تر از حرمت نيست ، همان بهتر كهكودكِ گمشده در صحن تو پيدا نشودبهتر از اين؟! كه كسي لحظه ي پابوسيِ تونفس آخر خود را بكِشد پا نشود دردهايم به تو نزديك ترم كرده طبيبحرفم اين است كه يك وقت مداوا نشود!من دخيل ِ دلِ خود را به تو طوري بستمكه به اين راحتي آقا گره اش وا نشود
بارها حاجتي آورده ام و هر بارشپاسخي آمده از سمت تو ، الّا نشودامتحان كرده ام اين را حرمت ، ديدم كههيچ چيزي قسم حضرت زهرا نشودآخرش بي برو برگرد مرا خواهي كُشتعاشقي با اگر و شايد و اما نشود
08:06 - 25 November 2025