بروزرسانی عاملِ توسعهنیافتگی، از کورتکس ضخیم و اتاقخواب شخصی تا کاراکتر توسعهنیافته! 🔻✍️«یادداشتی درباره تبارشناسیِ درونماندگاریِ طرحوارهی حقارت در سوژهی استعمارزده.»در تاریخ آوردهاند که پطرکبیر زمانی که به اروپا سفر کرد، در آنجا دید که مردان هلندی ریشهای خود را هرروز میتراشند، او این دغدغه را داشت که چرا روسیه مانند اروپا به ترقی و پیشرفت نرسیده است؛ پطر ناگهان تصور کرد که علت در همین تراشیدن ریش نهفته است! او سپس زمانیکه به روسیه بازگشت فرمان سراسری تراشیدن ریش مردان روسی را صادر نمود تا روسیه بتواند پیشرفت کند!واقعیت این است که معمای توسعهنیافتگی در سرزمینهای استعمارزده بیش از آنکه یک موضوع سیاسی یا عینی باشد، یک پدیدهی روانکاوانه است، چرا که نظم سیاسی-اجتماعی استعمار فقط بر بدن و سرزمین حکومت نمیکند، بلکه در سطح روان و خودآگاهی عمل کرده و احساس حقارت را تولید و سپس آن را در سوژهی استعمارشده درونی میسازد. این همان چیزیست که فرانتس فانون، فیلسوف و پزشک فرانسوی در کتاب خود: پوستهای سیاه و صورتکهای سفید، از آن تحت عنوان inferiority complex «عقده حقارت» نام میبرد؛ فانون میگوید استعمار ابتدا یک ساختار مادی و اجتماعیست اما سپس به تجربهای روانی و درونی بدل میگردد؛ در ذهنیت استعماری، سوژه همواره به خود میگوید که «هرچه بیشتر شبیه زبان و فرهنگ استعمارگر باشی، بیشتر ارزش خواهی داشت.» فانون تا حدی تحت تاثیر پدیدارشناسی روح هگل است، آنجا که خودآگاهی انسان در نسبت با دیگری ساخته میشود؛ استعمارگر میگوید: «من معیار انسانم و تو دیگری هستی» بنابراین ذهنِ استعمارزده خودش را با معیاری میسنجد که ساختار سلطه برای او ساخته است.ادامه👇🏻
با درک این فرایند، آنگاه بهتر میتوانیم دریابیم که روشنفکری غربباورِ ایرانی چرا هر از چندگاهی در طول تاریخ، نیاز دارد که این حقارتِ درونماندگارِ خویش را بازسازی نماید؛ میرزا ملکمخان از نسل اول روشنفکران به صراحت میگفت نباید خودمان فکر کنیم و باید اجازه دهیم که غربیها برای ما فکر کنند، تقیزاده باور داشت که باید از نوک پا تا فرق سر فرنگی شویم و...، امروز نیز نوادگانِ فکری همان فرنگیمآبانِ استعمارطلب، دقیقا همان ساختار را بازتولید میکنند، از کورتکس ضخیم انسانِ سفیدِ اروپایی گرفته، تا در مدلهایی تازهتر، استاد غربمداری که چندی پیش گفته بود فقرا نباید در #ایران مقام بگریند و علت توسعهنیافتگی ما این است که اتاق خواب شخصی نداشتهایم، اکنون پس از پژوهشهای سنگین و کمرشکن به نتایجِ شگفتانگیزِ جدیدی رسیده است، آنهم اینکه علت توسعهنیافتگی، در کاراکتر ذاتی ما نهفته است!من البته میدانم که مشکل اصلیِ مومنان غربِ متعال، اخیراً در این است که چگونه شده غربیهای کورتکسکلفت که اتاق خواب شخصی با کاراکتر توسعهیافته دارند، نتوانستند از موشکهای انسانِ شرقیِ زردپوستِ ایرانی در امان باشند! و چطور شده که تمامیتِ این تمدنِ متوحشِ غربِ مترقی، قادر نبود از پسِ شرقیِ فاقد کاراکتر توسعه بر آید! این اساتید اکنون در تروما و شوکِ پس از حادثه قرار دارند و نمیدانند که باید در برابر این فروپاشیِ نظری، چه حیلهای بتراشند تا ترکهای بُتِ ذهنی غرب مقدس را که با آخرین تکنولوژی خویش آمده بود را بپوشانند!اما فارغ از آن، پاسخ اصلی در این نکته نهفته است که انسان شرقی هرگز قرار نبوده که به سبک بشر غربی توسعه یابد، توسعه یک مفهوم خنثی و بیطرف نیست، بلکه واجد پیشفرضهای تمدنی است. انسان ایرانی همانطور که آرامش دوستدار میگوید: اساسا دینخو است، حتی پیش از اسلام؛ و دینخویی با مبانی توسعهی سکولار اومانیستی سر ناسازگاری خواهد داشت. نه توسعهی سکولاریستی امری مقدس و مطلق است و نه همهی انسانها ملزم به پذیرش آن.استعمارطلبِ ایرانی بهتر است به جای آنکه هویت خویش را از طریق ساختاری که فرایند سلطه برای او ساخته است، تعریف نماید، اندکی به حقارت و سرشکستگیِ معبود و مسجود خویش بینگرد و دریابد که غرب ولو در ذهن او شکست نمیخورد، اما در واقعیت شکست خواهد خورد.
00:26 - 30 September 2026