گله ام از تو مپندار که از دل برودبر دلم از تو غباریست که مشکل برودچند دل از پی اندیشه باطل برودجای رحمست بر آنکس که پی دل برودخلق را بیم هلاکست و مرا غم که مبادنشود کشتی من غرق و به ساحل برودچشم مجنون به ره لیلی و ترسم نکندساربان ره غلط و ناقه به منزل برود
از سر لطف به دلجوئی ما آئی بازگر بدانی ز عتاب تو چه بر دل برودبیگنه یار مرا کشت و ندانست دریغکه مکافات چها بر سر قاتل برودهر زمان باده از آن می‌دهدم باز طبیبکه شوم بی خبر از خویش و ز محفل برود#طبیب_اصفهانی#گوهرین (گنجینه های مکتوب)https://gowharin.irhttps://gowharin.ir/gowhar/114308
gowharin.ir

گوهرین (گنجینه های مکتوب) :: طبیب اصفهانی : دیوان اشعار : غزلیات : شمارهٔ ۴۸

طبیب اصفهانی : دیوان اشعار : غزلیات : شمارهٔ ۴۸

09:33 - 12 April 2024

68 Views


1 Reply