دردی است درین دلم نهانیکان درد مرا دوا تو دانیتو مرهم درد بیدلانیدانم که مرا چنین نمانیمن بندهٔ بی کس ضعیفمتو یار کسان بی کسانیگر مورچهای در تو کوبدآنی تو که ضایعش نمانیاز من گنه آید و من اینموز تو کرم آید و تو آنییا رب! به در که باز گردمگر تو ز در خودم برانی