بی تو هر روز مرا ماهی و هر شب سالیستشب چنین، روز چنان، آه! چه مشکل حالیست!هرگزت نیست بر احوال غریبان رحمیما غریبیم و تو بی رحم، غریب احوالیست!گر فتد مردم چشمم به رخت، روی مپوشتو همان گیر که بر روی تو این هم خالیستبر لب چشمه‌ی نوشین تو آن سبزه‌ی خطشکرستان تو را طوطی فارغ بالیست
می‌روی تند که باز آیم و زارت بکشماین نه تندیست، که در کشتن من اهمالیستقرعه‌ی بندگی خویش به نامم زده‌ایاین سعادت عجبست! این چه مبارک فالیست!ماه من سوی هلالی نظری کرد و گذشتکوکب طالع او را نظر اقبالیست#هلالی_جغتایی #غزل
04:59 - 28 خرداد 1405

135 Views