اگر کسی از من بخواهد میان آیات قرآن آن‌ که بیشتر دوست دارم، آن که با آن بیشتر زندگی کرده‌ام، یا بهتر بگویم آنکه جانم را به وجد می‌آورد را انتخاب کنم، بی‌شک و بی‌درنگ انتخابم این دو‌اَند از سورۀ فجر: یَآ أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ(۲۷) ارْجِعِى إِلَى‏ رَبِّکَ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً(۲۸)
ای جان آرامش یافته!  بازگرد به سوی پرورگارت، در حالیکه تو از او خشنودی و او از تو خشنود!  کاری به تفاسیرش ندارم. روح من کلمه به کلمه‌اش را چون آبی در برابر تشنه‌ای در حال جان دادن در کویر، به جان می‌کشد! بر اساس فهم خود، خطاب این دو آیه برایم شخص خاصی نیست.
گویی خطابی‌ست از یک عاشق و در عین حال معشوق، به عاشق و در عین حال معشوق خود! و این عشق گویی آنقدر عمیق است که مهم نیست که عاشق است و که معشوق! برایم خطابی‌ست به هر کسی که زندگی این زمینی را بدرود می‌گوید و این که بعد از  مرگ با همۀ تلخ و شیرین‌های حوادث دنیا، جان با فرو افتادن پرده‌ها آرامش می‌یابد!
و زیباتر از آن، گفتۀ پس از این خطاب است! کلمه به کلمه‌اش! که با "ارجعی" آغاز می‌شود؛ ارجعی "بازگرد" نمی‌گوید "بیا"، می‌گوید "برگرد". این "برگرد" برایم خیلی چیزها دارد. این برگرد یعنی جای اصلی تو و اصلِ تو از اول هم این جا نزد من بود؛ مدتی دور بودی، حالا برگرد. این برگرد یعنی من دلتنگت هستم،
یعنی من مشتاق تو هستم! پس از این دوری و دلتنگی و این همه مشکلات، حالا که آرام یافته‌ای، برگرد! حال به کجا؟ "الی ربِّک"، نه "الی الله" و نه هیچ کدام از نامهای دیگر خدا، بلکه به سوی "رَبّ"ّ خودت، به سوی پروردگارت، نه بسوی کسی که تو را آفرید، نه به سوی خدایت، بلکه به سوی کسی که تو را لحظه به لحظه چون
مادری مهربان و مهربانتر از هر کسی پرورید! و ضربه نهایی برایم آن بخش "راضیة مرضیة" است و ترتیبی که در آن به کار رفته! تنها نمی‌گوید "مرضیة" و نه حتی "مرضیة راضیة"، و این دو نکته بزرگ در خود دارد؛ اول این که برای پروردگار مهم است که این جانِ آرامش‌یافته از او راضی باشد و خشنود، و عظیم‌تر این‌ که
بنا به ترتیب کلمات، رضا و خشنودی این جانِ آرامش یافته را بر رضا و خشنودی خود ارجح دانسته و می‌داند! و این‌جاست که می‌اندیشم که گویی عاشقی و معشوقی در این عشق، در این دلتنگی، به هم سخت آمیخته‌اند!و این برای من بسیار زیباست و بسیار اطمینان‌بخش! آنقدر که هر بار دلتنگ می‌شوم، هربار که احساس می‌کنم
جسمم چون قفسی تنگ جانم را می‌فشارد، هربار که هوس شکستن و پریدن می‌کنم، وقتی به خود می‌آیم، می‌بینم این دو آیه همچون موسیقی متن یک فیلم بر تمام افکار دیگرم سایه افکنده‌اند!سیده طاهره خادم@yekjore
14:23 - 17 September 2026

220 Views