مستعین توسط ترک ها خلیفه شد صرفا به یک دلیل «تحکیم قدرت» توجه داشته باشید ترک ها اسرای نظامی ای بودند که در فتوحات حدود ماوراءالنهر اسیر شده و به دلیل روحیه سخت و قدرت بدنی بالا تدریجاً وارد لشکر ها شدند. و طبیعیه که اون زمان در سیاست گذاری تازه اول راه بوده اند و نیازمند آزمون و خطا کردن بودند.
ترک ها از دو جهت واهمه داشتند یکی خاندان عباسی که در اون دوره مصداق«گر پدر رفت تفنگ پدری هست هنوز» بودندو دنبال پس گرفتن قدرت از دست داده افتاده بودند جهت دیگرهم منشیان و خاندان های صاحب نام ایرانی و دولت های نیمه مستقل طاهری و سامانی و طبرستان بود که گرچه اقتدار دوره هارون و مأمون رو نداشتند
اما همچنان گزینه ای جدی برای سکان داری رکن سیاسی خلافت محسوب می شدند به همین دلیل بعد از مرگ منتصرسراغ باقی پسران متوکل نرفتند چراکه میترسیدند آلوده بودن دست شون به خون متوکل منجر به تلافی بشه پس مستعین گزینه خوبی بود. اولا با ترک ها میونه خوبی داشت دوما از نوادگان معتصم(برادر مأمون بابای متوکل)بود
معتصم هم یادتونه گفتیم اول خلیفه ای بود که پای ترم هارو به قدرت باز کرد... بنابراین منتصر خلیفه شد و در سامرا به تخت نشست، خلافت مستعین با چالش مهمی همراه بود اونم انشقاق درونی ساختار قدرت بود. بنی العباس زیربار تعیین خلیفه توسط ترک ها نرفتند و به بغداد رفتند.
مستعین وابسته به ترکان شد و ترک ها هم بقای خودشون رودر خلافت مستعین می دیدند این همزیستی منجر شد ارتباط خلیفه با خاندان عباسی به حداقل برسه وبرای اولین بار کل وزرا رو ترکان تشکیل دادنددرباره مستعین و روابط او با ترکان: خلیفه ای در قفس میان وصیف و بغاست؛ و هر چه بدو تلقین کنند چون طوطی تکرار می کند.
این شعر به خوبی تنزل جایگاه خلیفه رو نشان میده. بنی العباس چه کردند؟ به نوعی بغداد رو تبدیل مرکزی کردند برای موازنه منفی با خلیفه وقت. احیای بغداد پیام مهمی بود ممکن بود سران عباسی به اجماع برسند و خلیفه مشخص کنند و بین سامرا و بغداد جنگ داخلی در بگیره. بنابراین مستعین به شور و مشورت پرداخت
حاصل این مشورت یک شکاف عمیق و دو دستگی بود گروهی معتقد بودند قتل موکل و خلیفه کردن منتصر اشتباه بود و اطاعت از سیاست های منتصر عامل وقوع مشکلات فعلی شده بنابراین از خلیفه خواستند با روی گشاده و هدایا به بغداد بروند و نگذارند رشته خویشاوندی پاره بشه و جنگ در بگیره این گروه یک دلیل مهم داشتند
قدرت گرفتن حاکمان محلی و احتمال تجزیه قلمرو در صورت وقوع جنگ داخلی! گروهی دیگر اما مستعین رو بیش از اونکه خلیفه ای عرب بدونن حاکمی ترک تبار قلمداد کرده و گفتند دوره عربی خلافت گذشت باید قدرت رو انتقال داد و طومار مخالفین رو در هم پیچید. این گروه تشکیل حکومت های نیمه مستقل را اشتباه مأمون دانستند
و گفتند باید بعد از حل معضل بغداد حکومت رو از طاهریان و سامانیان پس گرفت. طبع شاعرانه مستعین با استدلال این گروه مخالف بود و تصمیم گرفت به بغداد بره وبا گروه اول موافقت کرد بنابراین هیئتی و پر تعداد روبه حرکت در آورد و به بغداد رفت گروه دوم هم تصمیم به عزل مستعین گرفته و معتز پسر متوکل روخلیفه کردند
معتز بر تخت نشست و نامه ای به مستعین نوشت و دستور داد بیعت کنه، بنی عباس هم از این حرکت شوکه شدند هم دستاویز محکمی داشتند برای درگیری با ترکان، در نتیجه واقعا بین بغداد و سامرا جنگ شد مالیات ها و خراج ها سر به فلک کشید و تأمین آذوقه برای مردم سخت شد. نارضایتی های عمومی شورش هایی رو رقم زد
از طرفی دولت های ادریسیان و یعقوبیان هم از فرصت استفاده کرده و مناطقی رو تصرف کردند و باهم درگیر شدند. این جنگ رسما دولت عباسی رو داشت به نابودی می کشاند نهایتاً معتز عباسی پیروز میشه و مستعین رو تبعید می کنه و این تبعیدگاه محل حکومت سلسله جدیدالتاسیس طولونیان بود در شهر واسط
خوبه بدونید در این دوره ایران هم تحول مهمی رو پشت سر گذاشت اونم مقتدر شدن دولت سامانی و رواج فرهنگ و زبان بومی. سامانیان تدریجا بر صفاریان و طاهریان غلبه می کنند و حکومتی علم پرور و ادبیات دوست رو به ارمغان می آوردند. رودکی، پدر شعر فارسی شاعر دربار این دولت بود
معتز در بغداد بر مستعین پیروز شد و در اون هنگام جوان بود و حالا حاکم خلافتی متزلزل شد که درش ده ها شورش رخ داده. معتز در آرام کردن اوضاع چندان موفق نبود اما به واسطه تجار با دولت مغرب(جنوب آندلس_مراکش فعلی) ارتباط گرفت و این روابط به مذاق امیران ترک خوش نیامد
بنابراین همون نقشه ی زمان متوکل رو اجرا کردند. رفتند پیش معتز گفتند بودجه لشکر رو بده اونم گفت ندارم و بعد به قتل رسید! (مثل آب خوردن) کسی که این نقشه رو عملی کرد وصیف سردار بزرگ ترک بود و شدیداً احساس خطر می کرد که مبادا دولت در آینده بدست مغربی ها بی افته
پس از قتل معتز (از گرسنگی و تشنگی) محمد بن الواثق بالله را آوردند و با او بهعنوان خلیفه بیعت کردند و به او لقب المهتدی دادند. ان شاء الله ویرشت بعدی سراغ واثق خواهیم رفت
18:56 - 29 شهریور 1402