توتیای دوچشم خواهم کردآن غباری که می رسد زکوی رضابرسر خوان اوست روزی منرزق من می رسد زسوی رضامی نوازد مشام و روح و دلمبا نسیم حرم زبوی رضامیشوم دم به دم پراز مستیمستِ مست از می سبوی رضاتشنه ام ساقیا مدد فرماترنمایم لبم ز جوی رضاگربمیرم نباشدم باکیزنده می گردمی ز هوی رضا