مادرم نام حـسـن را به من آموخته بودبادلی سوخته اماپدرم گفت حسینروضه خوان داشت زِ بی آبی طفلان میگفتوسط روضهٔ توچشم ترم گفت حسینهمچو ققنوس نشدقسمت من قلهٔ قافسوختم درغم توبال وپرم گفت حسینروزه بودم وسط روزترک خوردلبمتاعطش کارگرافتدجگرم گفت حسینمن حسینی شدهٔ روز اَلستم انگار
06:17 - 28 April 2024