گوشواره به رُخش باز نمایان شده بودآه شیرینی ریحانه دو چندان شده بودکودکانه دوسه تا جمله ی مبهم می گفتخانه از شادی او عین گلستان شده بودخواستم تا ببرم واکسنش را بزندگُل من پشت دری رفته و پنهان شده بودطاقت درد کجا داشت که از زخم سُرنگ
اشک بر گونه ی او نم نم باران شده بوددخترم تاج سرم ،قند و عسل،شاخه نباتچون مسیحا به تن خسته ی ما جان شده بودشب آخر بغلم بود مرا می بوسیدشب آخر پسرش بودم ومامان شده بوددر مراسم چقَدَر حال خوشی داشت گُلمعاشق موکب وبوی خوش و قرآن شده بود
وقت پَرپَر شدن از تیر حسودان چمنآه موکب تو بگو نوگل خندان شده بودکاپشن صورتیم گریه نمی کرد دگرگرچه روی بدنش زخم ،فراوان شده بودزخم ها با دهن باز گواهی دادندراه گلزارپُر از لاله و ریحان شده بود#مرتضی_‌برخورداری#ریحانه#کرمان_تسلیت #مرگ_بر_امربکا_اسرائیل_داعش #انتقام_سخت
16:04 - 12 January 2024



1 Reply