آخرش درشب میلاد عجب قیمت یافتگوهری دیده که در محضر سلطان میریختخاطرت هست که بر گونه فشاندی اول؟بعد از لای محاسن که به دامان میریختبه گمانم که به آغوش رضا افتادیقطعه های بدنت وقتی که از جان میریخت
🔺 شعر سید اعلا امیری(شاعر افغانستانی) در سوگ شهادت #سید_شهیدان_خدمتاین همه سیل که از چشم خراسان میریختاشک بودهاست که اینگونه ز چشمان میریختپس عجب نیست که اینبار چرا در مشهد غصه بیش از همهی خطهی ایران میریخت با خبر بود حرم وقتی که پٰر میشد صحناز چنان حزن که در هیکل باران میریخت
15:48 - 20 May 2024