بسوی مردم-ات برگرد دست از کج روی بردارز دشمن خیره دل برکن مکن خشنود این غدارشنو اندرز فرزانه-ای که بنهاده است جان برکفبگیر از تجربه درسی که گردیده است صف در صفبه دشمن اعتمادی نه که گفت-اش جمله ترفند استدر اندیشه-ی شب و روز-اش تک و یورش و آفند استشنیدی گفت پیر ما که یانکی ها وصهیونی



