سلام ۱ـ آب پادگان و سه روز قطع کرده بودن برای زندگی در شرایط سخت،البته حق خروج از پادگان هم نداشتیم.۲ـ دو هفته مونده به کنکور اعزام شدیم،هر چی خونده بودم یادم رفت.۳ـ اون قدر خسته می شدیم که شبا دیگه خواب نمی دیدیم حتی یکی از تخت افتاده بود خبردار وایستاده بود😁😁😁
This post was deleted by the post author.
۴ـ سنگر کندیم ،از سنگر یکی مین ضد تانک در اومد شانس آورد منفجر نشد.۵ـ فرمانده گفت الان دیگه مرد و مسئولیت پذیر شدین و میشه بهتون زن بدن.۶ـ وقتی برگشتم خونه قدر وقتم و می دونستم و منظم شده بودم هر شب ساعت ۳نصفه شب میرفتم نماز صبح و به جماعت می خوندم🌷
07:51 - 27 September 2026