‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ بازگشت..رفتنم را نیست دیگر احتمال بازگشتچون ندارم در سرم حتی خیال بازگشتانتظار بازگشتم را مَکِش ، حالا که نیستگر بخواهم بازگردم هم مجالِ بازگشت.امتحان کردم ز مبدا هرچه باشم دورترمیشوم آسوده تر از قیل و قال بازگشت.
میروم مانند تیری که رها شد از کماناز محالات است رویای محال بازگشت.گفته بودم میروم بازآمدن بی فایده استتوی خوابم هم نخواهم دید فال بازگشت.#شاعر_محمد_عالمی📝@shabishaerane
در بیت اول شاعر می گوید میخواهم بروم و احتمالی برای بازگشت من نیست، در بیت دوم می گوید منتظرم نباش بر نمی گردم، در بیت سوم میگوید چون از مبدأ دور شده ام دیگر امکان بازگشت ندارم
در بیت چهارم می گوید به سرعت رفته ام و بر نمی گردم(با آوردن یک تشبیه) در بیت آخر شاعر می گوید: گفتم که میروم و بر نمی گردم. سروده ای آسوده از هر تصویر شاعرانه از آغاز تا انجام می گوید میروم و نمی آیم و البته به وزن و قافیه نقد بقلم دکتر پاک طینت
21:25 - 20 March 2026

1610 Views