آنجا که لالاییها باید در گوش فرشتگان زمزمه میشد، غرش آهن و آتش، ترانهی مرگ سر داد. امروز، گهوارهها را نشانه رفتند.این جنگ با سرباز نیست؛ نبرد با فرداست.این هجوم به سنگر نیست؛ تهاجم به سرآغاز است.این ترسی باستانی است؛ ترسِ هر فرعونی از نیل، ترسِ هر نمرودی از ابراهیم، و ترسِ هر یزیدی از
گهوارهای تشنه. میخواهند ریشهی امید را با خون آبیاری کنند، غافل از آنکه هر قطره خونی که بر خاک میریزد، هزار سروِ مقاوم میرویاند.خیال کردند با خاموش کردن اولین گریهی حیات، میتوانند فریادِ حقخواهیِ فردا را ساکت کنند.نمیدانند که از خونِ هر مادر، ققنوسی زاده میشود و از هر گلوی بریده، فریادی
23:41 - 11 April 2026