دل مرده -دلم خواهد که فردا را نبینم ..چشانم بسته باشد تا بمیرمدلم از طعنه ها خوناب گِریَدبه درد مبتلا بیچاره گِریَددلم منهوک و زخمی مینویسدحدیث عشق با جان افرینشدلم گوید دلیل بی تابی اش را دلیل تپش های خسته اش رادلم گوید شبی شد دیده بگشودپدیدار گشت یک تحفه از او
خداوندی که او دارای عِز استشکیبا مهربان دارای عشق است بدین دل داده مهری جاودانهولی یارش نخواهد مهر خانهدلم دارد دعاهایی شبانه..بگو آمین ای ماه یگانه..دلم خواهد رسد روزی که انساننکوشد تا شود هم سطح حیواننگوید هر که دارد چشمه ای صافبود قطعا هم عرض هر خر و گاو
نگوید چون چنین است برکه ی دلیقیناً احمق است ای کُره ی مانگوید چونکه میگوید نهان را با دلارامیقیناً خُل مزاج است خَلق یزدانیقیناً او ندارد عقل انسانندارد او مدال فهم و ادراکخداوندا مگر هستم تبهکار ؟که دارد تحفه ات اینگونه انصاف ؟وجدان هست از کرده خشنود؟ که اتش میزند بر نازک اندام ؟
خداوندا مگر آهن ربایم ؟شود تنها نصیب ام مهر یارم ؟اگر چسبیده بر دل عشق دلبرشود کندش بدین سان بی مشقت؟ساقی 🩶❤️🩹
11:33 - 17 May 2026