درودآنچه ما چیزی بهنامِ دولت داریم؛ محصولِ کژفهمیهایتاریخی و عقدههایتاریخی استآنچه جماعتِفرنگی، State میخوانَد، محصولِ شدن و فرگشتِتاریخی است؛ آنقدر کشتهشدند، آوارهشدند، بیچارهشدند، چهشدند و... که بهایننتیجه رسیدند که اینطور باشد
آنها از تاریخ، بهطورِ روشمند، تفسیر گرفتند و براساسش، ایده برای Life ارائهکردند و مبنای State قراردادند ولی ما اصولاً نیاندیشیدهایم و اصولاً در تاریخ ماندهایماگر فرنگیها، حاکمیتِانحصار را برخودشان، هموار کردهاند، براساسِ بودگیِخودشان و چیستی و هستیِ خودشان بودهاست؛
فرنگی در تاریخِخودش دیده که برای حلِمسأله، متوسل به زور، کشتار، تخریب و فریب میشدهاست؛ پس ایدهای که برای Life بهنظرش رسیده: "انحصار" بودهاستولی ما چه؟ اِشکالیکه ما در برگرفتنِ ایده از تاریخ و واقعیت درموردِ قدرت داشتهایم دو چیز بوده:
۱- انگیزهی شخصی و دخالتدادنِ عقده درموردِ برداشت از واقعیت؛ ۲- ضعف در اندیشه و روشِ بیرونکشیدنِ ایده از واقعیت و نقد فرنگی در طولِتاریخ، خودششدهاست: Human و Individual شده ولی ایرانی، خودشنشدهاست؛ بهعلتِ دو موردِ اخیرالذکر؛
اصولاً ایرانی، راهرا کژَکی رفتهاست: ایرانی، خواسته مسألهی خودش که زندگی است را حلکند ولی خواسته با شدن یا سلفیگری یا تقلید از دیگران حلکند درحالیکه اصولاً زندگی، فارغاز زمانومکان بودن استایرانی اگر میخواهد خودشباشد و زندگیکند، باید شدن یا سلفیگری یا تقلید از دیگران را بهکلی رهاکند
زندگیمیکنم پس در قیدِ زمانومکان نمیباشمزندگیمیکنم پس میباشممیباشم پس زندگیمیکنمپس خودممیباشم نه کسِدیگری و یا چیزِ دیگری در زمان و مکانتا رهانکند، از قیدِ زمانومکان آزادنباشد و خودشنباشد، خبریاز زندگی، امنیت، آزادی و عدل نمیباشد
12:56 - 20 July 2025