‌میروم تـا بعد از این با غصه هایم سر کنمآرزو ها یک به یک با دست خود پرپر کنممیـروم تـا روضه خوان یک دل تنها شومآنقـَدَر ازغـم بگویم چشم ها را تـر کنمهمدمم آیینه بود از بخت بد آنهم شکستآه بایـد بیکسی را بعد از ایـن باور کنم
دوستان زخـم زبان و دشمنان زخمی دگرچاره بر زخم زبان یـا زخم از خنجر کنم ؟خسته ام از روز وشبهایی که تکراری شدندحال دل بد بود و می ترسم از این بدتر کنمفال من از روز اول با خوشی همخوان نشدعهد کـردم بـا دلـم دیگـر گله کمتر کنمنیست حتـی یک نفـرباشد مراسنگ صبورمیـروم تـادرددل بـاسینه ی دفترکنم
23:48 - 13 July 2025

13 Reactions
156 Views