امتحان میانترم داشت. نمرهش مهم بود و مستقیم روی نمرهی نهایی کارنامه اثر میذاشت. ولی بهخاطر تراکم کلاسها استادشون زمان امتحان رو انداخته بود به فاصلهی استراحت موقع ظهر. البته قبلش هم از استاد خواسته بود ساعت امتحان جابهجا بشه که وقت اذان نباشه ولی استادش گفته بود دیگه هیچ ساعت خالیای نداریم.
همکلاسیش میگفت حدود یه ربع از شروع امتحان نگذشته بود که صدای اذان ظهر از مسجد دانشگاه بلند شد. پا شد برگه رو داد که بره به نماز جماعت برسه. استاد بهش تذکر داد که هنوز چیز خاصی ننوشتی و نمیتونی دوباره برگردی سر جلسه، اما اون گفته بود مهم نیست و همینمقدار که نوشتم کافیه.
بعد از اون قضیه من دیگه از همکلاسیش سراغ نگرفتم ببینم نمرهی اون دختر چند شد؟ اصلا درس رو پاس شد یا نه؟ ولی وقتی فهمیدم که خودش رو مقید کرده بوده همیشه نمازهاش رو اول وقت بخونه، احساس کردم اون آدم هیچ وقت شکست نمیخوره!
10:42 - 18 April 2025