آخه همون حس تمسخر از کدوم دلقکی میاد؟خودش کدوم اسکولیه؟حس تمسخرش بره به درک.مگه معیار تمسخریسم عالمه؟
@Mary_ahmad10 July 2025Replying toآخه همون حس تمسخر از کدوم دلقکی میاد؟خودش کدوم اسکولیه؟حس تمسخرش بره به درک.مگه معیار تمسخریسم عالمه؟
@Rossy10 July 2025Replying toحس میکنم هرچی جلوتر میریم شما دارین بیشتر اذیت میشین 😭😂 عالم نه اما آدمایی که اطرافمن و بهشون علاقه دارم چرا واقعا. انقدر خودمو تغییر دادم و انعطافپذیر شدم که نمیدونم «خودم» کیه اصلا خانم افلاطون. خودم گم شده دیگه. الان فقط و فقط اوناییم که طرف مقابلم دوست داره
This post was deleted by the post author.
@Rossy10 July 2025Replying toهیشکی خودِ رزی رو نمیخواست و نشنید و نپذیرفت که رزی خودشو رها کرد و از عمد گمش کرد. حتی خود رزیم دیگه نمیدونه کدوم رزی رو دوس داره.
This post was deleted by the post author.
@Rossy10 July 2025Replying toواقعا سوال خوبیه اگه میتونستم برگردم گذشته قطعا اینارو تو گوشِ رزی داد میزدم و نمیذاشتم انقد زنجیر بزنه به دستو پاش و ماسک عوض کنه. خیلی دیر فهمیدم که "راه نجات این نبود بچه، راه نجات این نبود."
@Mary_ahmad10 July 2025Replying toخب بچه هاشاید زیاد اگزجره به نظر بیاداما من شدیدا معتقد به ساده سازی ام.بیاید بیشتر تهاجمی برخورد کنید،بیشتر از عبارت به درک استفاده کنید و بیشتر هرغلطی که پسندتونه رو در مجازی انجام بدید.اینجا یه جور لابراتوره و هیچ اتفاقی قرار نیس بیوفته.(ایا ما هم موشیم؟)
@Rossy10 July 2025Replying toخودم می خوام واقعا کیه که نخواد اینهمه فشارو از خودش برداره؟ اما اصلا روحم نمیپذیرهتش اینو. منی که به نگاهها و لبخنداو تکتکِ کلماتم، از ترس ناامید کردن و رنجوندن، حساسم واقعا «به درک» فقط برای خودم استفاده میشه. اما مسلما و قطعاا بازم تلاشمو میکنم و ممنونم، واقعا حس بهتری دارم 💘رخخند به وسعت
@Rossy10 July 2025خلیح فارس* نمیدونم حس میکنم این حرفهای ارزشمند برای کسی که از ریشه مشکل شخصیتی براش پیش اومده مثل اینه به یکی که آسم داره و میدونه هوا خوبه بگیم «نفس بکش دیگه، نمیبینی هوا چقد خوبه؟» شاید - قطعا - مثال به جایی نیس اما دیگه حضور ذهن کافی ندارم واقعا
@Rossy10 July 2025(الان از قاعدهی «به درک» استفاده کردم وگرنه میخواستم نگم اینارو😭)
This post was deleted by the post author.
@Rossy11 July 2025Replying toمن الان قشنگ حس یه شورشی افسار گسیخته رو دارم. یه حالی مثل اون پسره تو ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی که یهو مثل دیوونهها برفبازی میکرد، خیلی خوب بود