16 July 2026
#دهمهمه مشغول کار شدندفقط لنا بی‌حرکت ایستاده بود دست‌هایش خالی بود.ژولیت، همکلاسی و دوست صمیمی‌اش، نگاهی به او انداخت و با لبخندی که بیشتر بوی تمسخر می‌داد تا دوستی،گفت:«یعنی انقدر فقیر شدین که پول چند تا مقوای رنگی هم نداشتین؟»چند نفر خندیدند.خنده‌هایی کوتاه ...اما برای لِنا، همان چند ثانیه،
ه
هیچ🌱

@edalata  •  16 July 2026

#پارت_نهم صدای ساعت، بلندتر ازهمیشه‌شنیده می‌شدتیک...تاک...تیک...تاک...و هر تیک، انگار یک سال از کودکی لِنا را با خودش می‌برد نیمه‌شب گذشته بود که بالاخره صدای قدم‌هاطلبکاران دور شد...…
Show more

Show this thread

من دیگه نمی کشم😔
09:52 - 28 July 2026

1 Reactions
30 Views


1 Reply

@edalata28 July 2026
Replying to
آخرش قشنگ تموم میشه 😂☻️میگم چرا صبحا میخونید، اول صبحی چیزای درام نخونید 🦦