یادداشتی به بهانه آغاز محرم عاشق کسی است که خواستههای خود را بر خواستههای معشوق منطبق میکند و تنها خواسته او، تحقق خواستههای معشوق اوست. او چنان غرق در خواستههای معشوق میشود که گویا خویش را فراموش میکند و برای خویش هیچ نمیخواهد جز وصال. وصال، سرزمین آرزوهای عاشق است که در آن هیچ درد و رنجی نیست. بودن با معشوق همراه با هر فراز و نشیبی که باشد برای عاشق محنتی ندارد هر چند که ممکن است ناظر بیرونی گمان کند عاشق در حال زجر و محنت کشیدن است. تنها دردی که میتواند عاشق را آزار دهد دردِ فراق است. فراق گرچه با همه خوشیهای ظاهری عالم همراه باشد عاشق را به ناله و فغان وامیدارد. عاشق تنها یک خوشی دارد و آن وصال است و تنها یک درد دارد و آن فراق است. ازاینروست که تنها نگرانی مولای عشاق، فراق حضرت حق است (فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلی فِراقِک) . سفر کربلا با همة فراز و نشیبش خم به ابروی زینت (س) نیاورد چراکه در عالمِ وصالِ حسینش بود. ضربان قلب زینب (س) آنگاه آشوب شد که احساس کرد به سرزمین فراق نزدیک میشود. آری، آنچه این روزها زینت (س) را بیتاب کرد احساس فراق بود. گویند چرا هنوز روز شهادت حسین (ع) نرسیده عزاداری را شروع میکنید؟ چرا همانند هر شهید دیگری سالروز شهادت حسین (ع) را به عزا نمینشینید؟ این پرسش حاصل بیخبری از عالم عاشقی است. این روزها قلب زینب دچار آشوب است چون به سرزمین فراق رسیده است. قانون عاشقی این است که ضربان قلب عاشق با ضربان قلب معشوق هماهنگ است. مگر میشود دل زینب آشوب شود، و دل شیعیان آرام؟! این روزها تپش قلب عاشقان، هماهنگ با ضربان قلب زینب به آشوب کشیده میشود و این قلبها هر چه به عاشورا نزدیک میشوند آشفتهتر میشوند. باید بعدازظهر عاشورا فرارسد تا
اشاره حسین (ع) قلب زینب (س) را آرام کند و قلبهای هماهنگ با قلب زینب (س) آرام گیرند. به خدا اگر اشاره حسین (ع) به این قلبها نباشد میمیرند.
10:51 - 15 June 2026