2d
((شب آخر))دو چشم حیرانم به انتهای حیاط خیره شد چهل و چهار بار نگاه حیران تکرار می‌شد در دو چشممشب بود و ماه انگار غریبه‌ای بود دو چشم حیرانم چهل و چهار بار نگاهش کرد و نشناختو حیران بودنم گریان شد.
اونقدرام خوب نشد ولی خب
05:50 - 24 September 2026

1 Reactions
15 Views